عبد الله قطب بن محيى

213

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 80 - [ دولتمند آن‌كس است كه هماى ايمان سايه بر سر او افكند ] ( من عبد اللّه قطب ) دولتمند آن‌كس است كه هماى ايمان سايه بر سر او افكند و كس را دست بر هماى نباشد ، اما اين هماى سايه نيفكند جز بر سر عالىهمتان و پاك‌گوهران و بىغرضان ، پس همّت عالى داريد و دل از تلوّث به مقاصد دنيه دنيويه پاك سازيد و گرد مطالب جزئيه مگرديد و جز كليّات مطمح نظر مداريد كه چون چنين كنيد ، اميد مىتوان داشت كه اين طاير ميمون قصد آشيان شما كند و سايه بلند پايه بر سر شما افكند ، آنگاه سلطانى جهان شما را مسلّم گردد و بدانيد كه هر جايى كه سايهء اين هماى آنجا افتد ، اثرهاى نيكو دهد و ثمرهاى شريف بار آورد ، سينه را بگشايد و بشره را تابان سازد و خلق را نيكو گرداند و شخص را صبور و وقور سازد . و اگر گويند : چگونه ما سايه افكندن اين طاير همايون را انتظار كشيم و بىشك آن ما را واقع است چه در ايمان خويش به شك نيستيم ، گوييم چگونه هر روز در نماز گوييد اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ با آنكه از خود به شك نيستيد كه بر راه راستيد و دين حق يافته‌ايد ، وجود آدمى هفتاد پرده بر پرده است و نور ايمان گاه از بيرون تابد و به اندرون نرسد و گاه از اندرون تابد و به بيرون نرسد و گاه بيرون و اندرون را همه فروگيرد « و لكل قسم من ذلك حكمة » . شمول ظلال ايمان ، همه جسم و جان خويش را جويان باشيد تا هيچ جا از شما نباشد كه آن نور آنجا نرسد و حكم خويش آشكارا بسازد تا در همه مواطن قيامت رستگار باشيد ؛ هركس كه اين نور در اندرون داشته باشد و به بيرون او نرسيده باشد ، در مواقف اوايل قيامت گرفتار باشد و در مواقف اواخر رستگار ، و هركس كه اين نور بر ظاهر او تافته باشد و به باطن نرسيده ، در اوايل مواقف آن نور بر خود يابد ، اما آخر منطفى شود و در ظلمات گرفتار ماند ! « اللّهم ثبتنا بالقول الثابت فى الحيات الدنيا و فى الآخرة و اهدنا و اخواننا اجمعين » الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ